مير تقي الدين كاشاني
32
خلاصة الأشعار و زبدة الأفكار ( بخش كاشان ) ( فارسي )
اى اجل در بيغمىها گرچه گرديدى علم * قصد جان عالمى كردى و هيچت نيست غم در هلاك شاه كوشيدى و هم شرمت نبود * تا به اين غايت كسى بىشرم مىبودهست هم ؟ تاجدارى كز سلاطين جهان گرديد طاق * سرفرازى كز شهنشاهان عالم شد علم كامياب خطّهء « نَصْرٌ مِنَ اللَّهِ » « 1 » كز ازل * بر سر رايات او « إِنَّا فَتَحْنا » « 2 » شد رقم شمسهء ايوان سلطان نجف طهماسب شاه * محرم خلوتسراى خسرو مولد حرم خسرو تخت عجم چون سر به زير خاك برد * گر عجم ويران نگردد ، خاك بر فرق عجم هاتف غيبى همانا شيعيان را اين سخن * مىرساند از زبان شاه اقليم عدم من خود از باغ جهان رفتم به گلزار جنان * ليك ازين انديشه دارم داغ بر دل لالهسان * * * تا چهسان خواهد گذشتن بىمن ايّام شما * تا چه خواهد بود بعد از من سرانجام شما صاف راحت نوش مىكرديد در دوران من * ساقى غم تا چه خواهد ريخت در جام شما لازم شاهى بود قهّارى و من از پدر * مهربانتر بودهام با خاص و با عام شما
--> ( 1 ) . صفّ / 13 . ( 2 ) . فتح / 1 .